سيد احمد على خسروى

196

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

استدلال بر احوال قلب بزرگى سر آن‌چنان بزرگى كه باعث مىشود بزرگى نخاع را آن‌چنان بزرگى نخاعى كه باعث مىشود بزرگى فقرات را آن‌چنان بزرگى فقراتى كه باعث مىشود بزرگى اضلاع را كه ثابت‌اند از فقرات و بزرگى اضلاع سبب بزرگى سينه شود حاصلش بزرگى سينه علة بزرگى نباشد بلكه بوده با كوچكى سر و وسط بودن آن سر و با قوّة نبض دليل است بر حرارة و گرم بودن و ضدّ اين اگر باعث نشود اين ضدّ را كوچكى سر به اين معنى كه هم سر كوچك باشد و هم سينه دلالت مىكند بر برودة مزاج قلب و موى بسيار روئيده شده در سينه خصوصا مجعّد بودن آن دلالت مىكند بر حرارت آن قلب و ضدّ اينها دلالت مىكند بر برودت قلب بجهة نبودن حرارة فاعلة از براى دخان زيرا حرارة در عضو برطوبات آن اثر نموده توليد بخار شود و اين موى از تراكم همان بخار توليد خواهد شد و هواى گرم و سنّ جوان و بلذان حارّة و حرارت كبد همه دلالت دارند بر حرارت قلب و اضداد اينها دلالت مىكنند بر برودة قلب و اما از طريق اخلاق و عضب طبيعى و جرأت و اقدام در كارها و سبكى حركات همه دلالت دارند بر حرارت قلب و اضداد اينها بر برودت آن قلب و بسيارى قوة بدن دليل بر قوّة و اعتدال قلب و ضعف بدن دليل بر ضعف قلب است اگر از آفات دماغى نباشد يعنى اعصاب ضعيف باشد و بدن در اثر آن ضعف ضعيف گردد و ضعف قلب دليل سود مزاجى است در آن قلب و حرارة عارضى بر آن قلب دلالت مىكند بر آن شدة التهاب و ضجر نفس امّا اوهام پس مايل بسوى خوشحالى و آرزو